تبليغاتX
سی پل
شعر اصفهان
سلام

نوروز  مبارک

مرا در این جا بخوانید:

محمد حسین صفاریان


برچسب‌ها: سایت محمد حسین صفاریان|آثار محمد حسین صفاریان|وبلا
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 15:11  توسط محمد حسین صفاریان  | 

این کامنتو دوستی به نام وحید با یه ایمیل جعلی و بدون آدرس دیگه ای تو پست قبلی برام گذاشته
گفتیم بقیه دوستان هم در جریان باشن :

خیلی خودت رو میگیری صفاریان!
فکر کردی کی هستی؟
بگذار حالا یه چیزی بشی بعد اینقدر قیافه بگیر.
شرط اول شاعری انسان بودنه.
پس اول برو آدم شو.

چشم دوست عزیز امیدوارم که این را هم بخونی
1.نمی دونم چطوری یا کجا خودمو گرفته م اگه یادآوری کنی ممنون می شم!
2.نمی دونم کی هستم اگه شما می دونی بگو ما هم بدونیم!
3.با وجود چیزهایی مثل شما خداییش ما هیچ چیز نیستیم!
4.اون وقت شرط اول انسان بودن چیه؟
5.ما تلاشمونو کردیم که آدم باشیم ولی متأسفانه به دلیل کمود امکانات این شدیم که می بینی!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 9:5  توسط محمد حسین صفاریان  | 

سال ها رفت وگذشتيم خيابان ها را

شب به شب خاطره كرديم شبستان ها را

همدم آينه بوديم ولي مات وكدر

آه بوديم و گرفتيم گريبان ها را

حق نان و نمك اين بود كه در خانه ي دوست

برسر سفره شكستيم نمكدان ها را

ما فقط همهمه كرديم كه خاموش كنيم

شور آواز هزاران و غزلخوان ها را

دست دادیم که بی واهمه دشمن باشیم

عهد بستیم فراموشی پیمان ها را

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 19:44  توسط محمد حسین صفاریان  | 

سلام
همزمان با عيد سعيد غدير
كرياس متولد شد !

كرياس فرصتي برابر است
براي به اشتراك گذاردن آفريده هاي ادبي همه ي هنرمندان ايران
ميزبان خود شماييد!
www.keryas.ir


برچسب‌ها: کریاس, سایت کریاس, سایت ادبی کریاس, کریاس پایگاه تخصصی ادبیات پارسی, keryas
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 19:32  توسط محمد حسین صفاریان  | 

ترانه اي به ياد پدر

از اون روزي كه تو رفتي
يه حسي بي تو همرامه
مث دلواپسي هر روز
تا بوق سگ تو دنيامه

چقد سگ دو زدم شايد
با دست پر برم خونه
چقد له شد تن خسته م
زير اين چرخ وارونه

پرم از دشنه ي دشمن
پرم از غربت دنيا
پرم از خنده هاي مرگ
پرم از زخم نامردا


پدر اين بچه ي لوست
هنوز پس گردني مي خواد
آخه اين جاده ي سنگي
يه مرد آهني مي خواد

مي دونم داري مي بيني
منو سرگرم جون كندن
مي دونم داري مي دزدي
نگاتو از نگاه من

همين كه توي اين قابي
خلاصم كن از اين غربت
شبا چشماتو روشن كن
نذار گم شم تو اين وحشت


محمد حسين صفاريان


 تشنه ترين خاك

خواننده : محمد اسلامي

آهنگساز و تنظيم كننده : رحمت الله وطن دوست

شعر : محمد حسين صفاريان

از توليدات مركز موسيقي صدا وسيما

لينك دانلود


برچسب‌ها: ترانه, محمد اسلامی, رحمت الله وطن دوست, محمد حسین صفاریان, دانلود ترانه
+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1390ساعت 17:17  توسط محمد حسین صفاریان  | 

سلام دوستان

ابياتي از يك مثنوي بلند آييني را مي توانيد با صداي سالار عقيلي و آهنگسازي و تنظيم سورنا صفاتي از ساخته هاي مركز موسيقي صدا و سيما بشنويد.

شوق ديدار

خواننده: سالار عقيلي

آهنگساز و تنظيم كننده: سورنا صفاتي

شعر : محمد حسين صفاريان

لينك دانلود


برچسب‌ها: ترانه, دانلود سالارعقیلی, سورنا صفاتی, محمد حسین صفاریان, دانلود ترانه
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 15:25  توسط محمد حسین صفاریان  | 

پازل

هر روز

صورت خود را بر

شيشه‌ي پنجره مي‌چسبانم و

فرياد مي‌كشم

«آي آدم‌ها كه بر ساحل نشسته شاد و خندانيد

يك نفر در آب دارد مي‌سپارد جان»

برمي‌خيزم

تا رد صدا را يگيرم

تنديس‌هاي سيماني

پشت به آفتاب

نشسته‌اند،

فرياد مي‌كشم

«آهاي

از پشت شيشه‌ها به خيابان نظر كنيد

خون را به سنگفرش ببينيد

اين خون صبحگاه است گويي به سنگفرش

كاينگونه مي‌تپد دل خورشيد

در قطره‌هاي آن »

بايد نشست گويا

فرياد بامداد هم

بغضي شد و شكست

دوك شرمساري‌مان مي‌گردد

و

«هيچ كس با هيچ كس سخن نمي‌گويد

كه خاموشي به هزار زبان در سخن است

در مردگان خويش نظر مي‌بنديم

با طرح خنده‌اي

و نوبت خود را انتظار مي‌كشيم

بي هيچ خنده‌اي»

ما قهرمان شكست‌هاي پياپي‌ايم

نه به خنده‌ي خنجرها

و نه به خشم تفنگ‌ها

كه به رؤياهامان

دل بسته‌ايم تا آزادي را

در پاكتي بگذارند و تقديم‌مان كنند

در برگه‌‌اي كه سراسر نوشته‌است

«كسي راز مرا داند كه از اين رو به آن رويم بگرداند»

و ما پياپي برگه را مي‌گردانيم

و كشف فرفره‌هاي دستي را

جشن مي‌گيريم،

دويدن در ماسه‌هاي بادي تا فتح قله‌ها

دويدن بر تردميل

براي رسيدن به دريا

دويدن در اتاق دومتري

تا رسيدن به دشت‌ها

با آن كه هي مي‌شنويم

«تو پيش نرفته‌اي

تو فرو رفته‌اي»

اما باز اين دور باطل را دوره مي‌كنيم كه

«به راه باديه رفتن به از نشستن باطل»

اما بايد «به آغاز فصل سرد

ايمان آورد»

به زيبايي «باغ بي‌برگي»

به زين اسب اسكندر

به ياساي چنگيز

به شمشير شواليه هاي شرقي

و به دستي كه گل‌هاي بهارستان

را به توپ بست،

آن گاه سر بر آسمان بساييم

و بگوييم «آه،ديگر ما فاتحان گوژپشت و پير را مانيم،

بر بكشتي‌هاي موج بادبان از كف

دل به ياد بره‌هاي فرهي در دشت ايام تهي بسته

تيغ‌هامان زنگ‌خورد و كهنه و خسته

كوس‌هامان جاودان، خاموش

تيرهامان بال‌بشكسته

ما فاتحان شهرهاي رفته برباديم»

لحظه‌اي آرام مي‌گيريم و ديگر بار

آن صدا رنجورتر از پيش مي‌آمد:

«آي آدم‌ها كه در ساحل نشسته شاد و خندانيد»

يك نفر در كوه دارد مي‌كشد فرياد

«بگو آيا مرا ديگر اميد رستگاري نيست»

واز هر كوچه و كوي و خياباني

همه سر در گريبان

پاسخش را اين چنين دادند

«آري نيست، آري نيست»

 داخل گيومه از:نيما،شاملو،اخوان،فروغ

سيد محمد جواد هاشمي


 

ترانه اي براي زادگاهم سده


شهر من شهر دلای سنگی نیست

شهر من شهر دلای عاشقه

اونی که می شکفه تو قلب کویر

خالی از رنگ و ریا شقایقه

 

شهر من شهر همون شکوفه هاست

که بهار از دیوارا سر می زنن

شهری که گلابیا و سیبریاش

همه ی خونه ها رو در می زنن

 

شهر من شهر همون قهرموناست

که توی جبهه ها خط شکن بودن

توی هر سنگری که سر می زدی

یکی از شیرای شهر من بودن

 

هر کسی یه روزي شد مهمون ما

می دونه اين جا شهر محبته

شهری که این روزا توی خبرا

تو هجوم تیرهای تهمته

 

شهر من وقتی تو قاب سینما

تصویر «نخل طلا» رو می کشید

وقتی حک می شد توی خاطره ها

«خواب تلخ» این روزا رو نمی دید

 

شهر من شهر شعور و شهر شعر

شهر من شهر غرور و افتخار

شهر من سرتو بالا بگیر و

 اخمی از زخم زبون به روت نیار

 

محمد حسين صفاريان

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1390ساعت 16:46  توسط محمد حسین صفاریان  | 

سلام شاید خیلی از دوستان این غزل را قبلاً در خوانده یا شنیده باشند اما اگر دوست دارید می توانید آن

 را با صدای محمد آفرینی و آهنگ و تنظیم مجید آتش طینت بشنوید: 

بی تو هم بغض غزل هایی ملال آور شدم

گرچه تنها بودم اما باز تنها تر شدم

پر زدم پر ریختم عریان شدم از هر چه بود

چون درختی در هجوم بادها پرپر شدم

سوختم در چرخه ی تکرارهایی ناگزیر

مثل ققنوسی هزاران بار خاکستر شدم

ساز و مضرابم گره خوردند با تار سکوت

از طنین نعره های بی صدایی کر شدم

میوه هایم تا به یادم هست حسرت بود و آه

آخرین فصل شکفتن را که بارآور شدم

خنده هایم بغض بود واشک هایم قهقهه

سال ها بازیچه ی دنیای بازیگر شدم

  

تار سكوت

خواننده:محمد آفريني

آهنگساز و تنظيم كننده: مجيد آتش طينت

شعر: محمد حسين صفاريان

لينك دانلود


برچسب‌ها: ترانه, محمد آفرینی, مجید آتش طینت, محمد حسین صفاریان, دانلود ترانه, ترانه عاشقانه
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم تیر 1390ساعت 17:6  توسط محمد حسین صفاریان  |