تبليغاتX
سی پل
شعر اصفهان

  همه از خداییم...

(شانه ها برای گریه ات کمند)

خبر گزاری عشق

 شایعه مرگ شاعر را

به شدت تکذیب می کند.

                    عباس گلکار

**************************

بگو که چیست که اینجا فرود آمده ای

از آن حوالی تا این حدود آمده ای

 

تو ای صدای رهای بدل به بغض شده

مگر در اوج گرفتن فرود آمده ای

 

سکوت بین کلام محبتی که فروغ

تو را سرود تو را تا سرود آمده ای

 

به بی کرانی دریا به بی سکونی رود

 

که از تلاقی دریا و رود آمده ای

 

نه آب در سیلان و نه باد در جریان

که در توالی عصر رکود آمده ای

 

تو نا شنیده ترین نگفته ها یی که

سر تبانی گفت وشنود آمده ای

 

هر آنجه آینه ی ناگهان گواهی داد

تو از تنفس صبح شهود آمده ای

 

چنان در آمد ورفتن مرددی گویی

که در تردد بود و نبود آمده ای

 

چه دیر و زود شده ست وچه زود دیر شده ست

چه دیر آمده بودی چه زود...

                                     محسن نیکنام

  **********************************

اینجا کجای زمین است؟ اینجا کجای زمان است؟

 

از پیرمردان بپرسید،این داغ داغ جوان است

 

 

گلدان خالی! گلت کو؟ ای باغ کو بلبلت کو؟

 

ای اشک ما را سبک کن، بار غم او گران است

 

 

باید که ای دل بسازی، باید که ای دل بسوزی

 

باید دهان را بدوزی، وفتی زبان ناتوان است

 

 

ای بید آشفته رفتی، ای سرو ناگفته رفتی

 

ای غنچه نشکفته رفتی، این غصه ی باغبان است

 

 

فصل هجوم تگرگ است، می آید و مثل مرگ است

 

نه فکر غنچه نه برگ است، پاییز نامهربان است

                                          

                                                جواد زهتاب

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 19:2  توسط محمد حسین صفاریان  |