|
شعر اصفهان
|
سلام
امروز تعدادی از وبلاگهای دوستان را یادآور می شوم
هرچند بعضی از آن ها دیگر شناخته شده هستند ولی
باز ممکن است کسانی باشند که هنوز آشنا نشده باشند.
دیش سپید وبلاگ استادم محمد مستقیمی (راهی)
قور قور(اولین سایت بین المللی نقاشی کودکان)
اما شعر
دست های تو دور ودور ترند دست های تو با که می گذرند
من به تو ... تو به من ...نمی دانم پشت این سایه ها که در سفرند
عشق شاید فقط همین بوده ست عشق شاید فقط همین باشد
که من عادت کنم به این کلمات که من عادت کنم به می گذرند
من تنم را به بادها دادم تو دلت را به آب ها زده ای
کوچه اما هنوز پابر جاست چشم ها یی هنوز منتظرند
روز آرام و رام می گذرد لحظه ها لحظه های بی جانند
مردم از حال من چه می دانند مردم از چشم هات بی خبرند
هاجر فرهادی
*******************************
اصلاً اگر نبود، اگر قد نميكشيد
ترديد من به اين همه بايد نميكشيد
نتهاي غمگنانهي كوتاه من به اين
آواز عاشقانهي ممتد نميكشيد
پاهاي اين رسيده به پايان ماجرا
تا مرز يك شروع مجدد نميكشيد
ليلاي چشمهايش اگر عاشقم نبود
كارم به اين جنون زبانزد نميكشيد
فردا عصاي پيري من دستهاي اوست
اما اگر نبود، اگر قد نميكشيد ؟!