تبليغاتX
سی پل - آثارحسین حاجی هاشمی نازفر ناظم محبوبه حسن زاده مهدی شیخ حسینی محمد حسین صفاریان

سلام

(بچه که بودم قرار بود وقتی دستم به کلید برق اتاق رسید بابام واسم دوچرخه بخره

اما وقتی دستم به کلید رسید که اون به آسمون رسیده بود)

 پای دیوار

خواب دوچرخه می دیدم

دستم به کلید نمی رسید

می خندیدی

بدم می آمد

 

حالا

حاضرم تمام دوچرخه های جهان را بدهم

تا

کوتاه تر از کلید برق باشم

حسین حاجی هاشمی

تکرار می‌شوم

درصبح آینه

با صورت کف‌آلود و تیغ ریش‌تراشی‌ات

تا بلرزد دستم

و شُره کند خون از  خراش گونه‌ات

بر یقه‌ی پیراهنم

تا ناسزا بگویی زیر لب به همه چیز...

و اعتراض کنم به ...

تکرار می‌شود آینه

در صبحم

تا بتراشم

یک روز دیگر را از چهره‌ات

تا بتراشی

نامم را

بر سنگ...

نازفر ناظم

 

1- من آخرش می میرم

 

از دست تو که پرت می شوم

 

همیشه

 

کوهی از جنون را

 

 وخواب تو که هر شب

 

مرا می بوسد.

 

2- واژگونم   

 

از سقف

 

آن گونه که مادرم می گفت

 

بارها در هوا

 

رقصیده ام

 

و مثل یک کولی

 

همیشه بی پروا /پریشان

 

به دنبالت می آمدم.

 

3- من زنده ام

 

در حوالی آن چشم های سیاه پوش

 

 که به یاد من است

 

ومی گرید

 

از روزی که مر ده ام

 

4-

در قلب تو

 

 بیش از آن که فکر کنی /مانده ام

 

آن قدر

 

 بالا و پایین پریده ام 

 

که دائماً در حال رقصم

 

راحتم بگذار

 

سال هاست رفته ام

 

محبوبه حسن زاده

 

فرشته ها نر سیده به باغ برگشتند

تو آمدی لحظات فراق برگشتند

تو آمدی همه ی شاخه ها شکوفه زدند

هلو شدند و به کنج اتاق برگشتند

تو شعر خواندی از آن پس تمام کاغذ ها

مرا مچاله به سمت اجاق برگشتند

نگاه سکری تو مژده داد پنجره را

که خمره های شرابی طاق برگشتند

کسی نخواست بفهمد میانمان چه گذشت

فرشته های خبر چین کلاغ برگشتند

مهدی شیخ حسینی

شب‌هاي من به موي سياه تو مي‌رسد

هر صبح روشنم به نگاه تو مي‌رسد

اين راه‌ها تمام به بن‌بست ختم شد

بيراهه‌اي كجا كه به راه تو مي‌رسد ؟

آيينه‌وار بركه‌ي چشمان خيس من

در خواب‌ها به صورت ماه تو مي‌رسد

از جاده‌هاي خسته‌ي پيشاني‌ام هنوز

هر كس كه بگذرد به گناه تو مي‌رسد

آيا در امتداد غزل‌هاي بي‌كسي

آوارگی من به پناه تو می رسد؟


ردّ تو را گرفته‌ام از ماسه‌هاي خيس

دريا قدم‌قدم به نگاه تو مي‌رسد

محمد حسین صفاریان

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 0:21  توسط محمد حسین صفاریان  |